تعارض در کار و زندگی

تعارض در کار و زندگی

معنی لغت تعارض

معنی لغت تعارض: تعارض در کار و زندگی

تعارض از نظر لغوی یعنی چه؟ معنی لغوی تعارض عبارتند از :

  1. اولین معنی لغت تعارض ناسازگاری ، معترض بودن : یعنی در جمعی قرار گرفتن و با افکار، عقاید، گفتار و رفتار جمع ناسازگار بودن و به همه اعمال جمع معترض بودن .
  2.  دومین معنی لغت تعارض مزاحم یکدیگر شدن، معترض شدن :  زمانی رقابت کردن در کار و بیزنسسی به درستی و به اصولی پایبند نباشد یقینا به این مرحله خواهند رسید که خیلی خوشایند نیست.

با اشاره به تیم های ورزشی مانند فوتبال از بازیکن گرفته تا مربی و کادر فنی تیم و حتی طرفداران با توجه به نتیجه بازی هم به قضاوت و داوری داور و میزبان و از عوامل دیگر معترض میشوند و در بعض مواقع بازیکن ها در داخل زمین و مربی ها هم … و همین طور طرفداران در ورزشگاه مزاحم یگدیگر می شوند.

   با هم مخالف بودن، اختلاف نظر و اختلاف عقیده، خلاف ورزی:

وقتی در انجام عملی دو نفر یا دو گروه با هم به توافق نرسند یا به نتیجه واحدی به دلیل موارد ی چون اختلاف نظر و عقیده  دست نیابند. مانند دو مربی تیم های فوتبال که به نحوه داوری یا قضاوت بازی انجام شده که نتیجه ای را رقم زد عمل اختلاف نظر و حلاف ورزی و یا با توجه به نتیجه بازی به مخالفت با هم و همین طور طرفدارها هم به مانند مربی ها بر علیه هم به خلاف ورزی و مخالفت می پردازند.

معنی لغت تعارض

دشمنی و ستیز کردن :

یکی دیگر از معنی لغت تعارض دشمنی و ستیز کردن است که باتوجه به مثال تیم های ورزشی و ناکامی یک تیم ورزشی باز هم سراغ ورزش فوتبال میریم که اگر در جدول بازی ها نتیجه مورد دلخواه شان را بدست نیارن هم مربی، هم کادر فنی، هم بازیکن و هم طرفداران ورزشگاه و هم طرفداران پای رسانه ها چون تلویزیون و رادیو و غیره همه و همه با ایجاد تعارض به طرز نگران کننده ای به دشمنی و ستیز بر علیه همدیگر و می پردازند.

البته این روند تعارض در همه نوع کسب و کار موجود در دنیا مشاهده میشه نه فقط در ورزش. حتی در احزاب و گروه های سیاسی سراسر دنیا هم به چشم می خورد.

البته در بعضی اوقات این تعارض ها با درایت و دور اندیشی متولیان کار هم مدیریت و هم گاها حل میشود برای اینکه بامطالعه و برنامه ریزی اساسی به طراحی ایده ایی تمرکز کرده با تمام توان به تک تک معایب و محاسن اجرای کاری می پردازند در نتیجه شاهد تعارض کم و حداقلی خواهند بود.

به تعبیری ناکامی در کار و زندگی: ناکامی در کار وزندگی یقینا همه آدم ها این مورد را بارها تجربه کردند احتمالا شما خواننده گرامی در این خصوص با من هم نظرید. که در پروژه های زیادی بدون اینکه در روند کار یا پروسه تلاش و زحمتی داشته باشیم به نتیجه نرسیدیم و آن پروژه رها کرده و سراغ ایده بعدی می رفتیم.

از این دست پروژه های زیادی را استارت زده و نتیجه ایی هم حاصل نشد و ناکامی در این مدل پروژه ها در آدم ها به اوج خود می رسید.

معنی لغت تعارض:تعارض در زندگی یعنی :

اکثر مواقع در زندگی روزمره پیش می آید که زن و شوهر که به عنوان شریک زندگی زیر یک سقف روزگار سختی در کنار هم سالها زندگی مشترک را سپری کردند اما سر یک مسئله ایی اختلاف نظر یا حتی به اختلاف نگرش ایجاد می شه که اگر این مسئله حل و رفع نشه کم کم به صورت یک اپیدمی دامن گیرشان خواهد شد و بعدها هم به صورت یک تعارض رفتاری و گفتاری بین زن و شوهر رخ میده و ناسازگاری بین شأن کم کم شعله ور میشه همین طور به سختی همدیگر را تحمل میکنند البته در بعضی موارد زن و شوهر دور اندیش به درستی تصمیم میگیرند

یعنی برای حل مسئله به مشورت و همفکری و هم اندیشی می پردازند با بررسی به چالش ها و آسیب‌های هر دو تای شان آگاهانه به رفع و حل مسئله پیش آمده تلاش می کنند تا به صلح و صفای زندگی مشترک برسند. اما در بعضی از مواقع زن و شوهر با ناسازگاری های جزیی و حل شدنی بدون هیچ تحملی خیلی سریع با ایجاد تعارضی ساده به جدایی از همدیگر در زندگی مشترک خرسند که خیلی دردناک و رنج آور خواهد بود که کانون گرم خانواده به سادگی و بدون هیچ دوراندیشی و آسیب شناسی فقط تصمیم به جدا شدن دارند.

معنی لغت تعارض: تعارض در کار یعنی :

تعارض در کار هم در محل کار با همکاران و مسئول و زیر دستان پیش میآید البته بعضی تعارض ها با اندکی دور اندیشی و آسیب شناسی و مشورت و هم اندیشی با توجه به تفکر سیستمی رفع و حل خواهد شد. ام در بعضی موارد افراد بدون تجربه و درایت سبب دلخوری و رنج و عذاب میشه.

مثال عینی که برای خودم اتفاق افتاد این بود که در محل کارم با یکی از همکاران از خود راضی و بدعنوق که در هیچ کاری با هیچ کس تعاملی نداشت از قضا روزی در یک پروژه انبار با هم قرار گرفتیم هنوز کار و پروژه شروع نشده بود که بهانه هاش را اعلام کرد و اگر هاش یکی یکی رو میکرد من هم تحمل می کردم تا اینکه روزی متوجه شدم که این تحمل من آقا را پر توقع کرد یک روز تا رسید گفتم من با این وضعیت نمی توانم در ادامه با شما همکاری داشته باشم گفت چرا؟ مگر اتفاقی افتاده !!! گفتم از خودت سوال کن تعجب کرد و گفت درست می شه. گفتم نه تنها درست نمیشه بلکه همه چیز خراب میشه اول هم رابطه کاری و دوستی چون شما از این فرصت نهایت سواستفاده را می کنی، آقا ناراحت شد و رفت ب. علیه من گزارش کذب داده بود و بعد از چند مدتی همه رفاقتی را با من از بین برد. سازش نداشتن خودش را گردن دیگران می داشت و دوست داشت همه او را دوست بدارند در واقع هیچ یک از همکاران با او ابراز دوستی نمی‌کردند.

هیچ کس با حضورش احساس رضایت نمی کرد. همیشه سر ناسازگاری با همه همکاران داشت و هیچ وقت نه مشورت و نه هم فکری بلکه خودرای و از خود راضی بود.

مدیریت تعارض مدیریت تعارض اگر فردی بتونه ناسازگاری ها بررسی و علل این آسیب ها  را کشف کنه اگر چه نتیجه به سود و زیانش باشه برای حل و رفع تعارض گام بردارد و اون چالش را خودش چاره آیی بیاندیشد بطور ساده آن تعارض را مدیریت می کند..

  • روشهای مدیریت تعارض
  • تعارض فردی
  • تعارض سازمانی
  • تعارض اجتماعی
  • حل تعارض

مدرس فن بیان، سخنرانی و مهارت های ارتباطی در تلاشم با اصول فن بیان ( هم خوب حرف بزنیم و هم حرف های خوب بزنیم ) و با مهارت های ارتباطی حال و حس خوب در دیگران ایجاد کنیم تا شادی و امید در لحظه لحظه عمرشان موج بزند ودنیای زیبا و قشنگ با مثبت اندیشی بر پایه تلاش و پشتکار به یاری یکدیگر خلق و در کنار هم زندگی سالم به همراه سلامت فکری، روحی و جسمی را تجربه کنیم. همچنین کارشناس مدیریت و دارای گواهینامه ( MPT ) ایران و انگلستان می باشم.

zehnbartar
مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :